نیمه شب صورت خود را به خداخواهم کرد
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد
تا که جان دارم و از سینه نفسمی آید
به تو و مهر تو ای دوست وفا خواهم کرد
* * *
صدای آمدنت را به گوش ما برسان!
زمان غیبت خود را به انتها برسان
کنار تربت زهرا به وقت نا فله ات
دعای خویش را به یاری این گدا برسان!
جواد حیدری
* * *
آقا نگاهت سوی آهوهاست، می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم
آقا اگر تو بر نمی گردی، دلیل آن
در چشم های پر گناه ما است، می دانم
* * *
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
ما خاک قدوم هر چه زبیا صفتیم
از زشتی کردار دگر خسته شدیم
محتاج دو پیمانه می معرفتیم
* * *
صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست!
تلخی ذائقه را شاخه نباتی بفرست!
می رسد با علم سبز امامت بر دوش
از چه خاموش نشستی، صلواتی بفرست!
* *